خورشید در دور دستها میتابد و در حال غروب است. پرندگان نظاره گرند. منتظر صبح باش که حزن به سر آید.
این اثر بر روی سه لَت کار شده که قسمت بالا در ابعاد 100 × 100 سانتیمتر و دو لَت پایین هر کدام 20 × 100 سانتیمتر است و بدین ترتیب ابعاد نهایی 100 × 140 سانتیمتر خواهدشد. مواد به کار رفته در آن اکولین (جوهر رنگی) و اکرلیک روی مقوای نیمه براق است که نهایتا بر روی یک شاسی چوبی به ضخامت سه سانتیمتر چسبانده شده و به همین دلیل میتوان با و یا بدون قاب از دیدن آن لذت برد.
روز دیدم یار را آن رونق هر کار را
میشد روان بر آسمان همچون روان مصطفی
خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل
از تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیا
گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان
گفتا سر تو نردبان سر را درآور زیر پا
چون پای خود بر سر نهی پا بر سر اختر نهی
چون تو هوا را بشکنی پا بر هوا نه هین بیا
بر آسمان و بر هوا صد رد پدید آید تو را
بر آسمان پران شوی هر صبحدم همچون دعا
(مولانا)
سرزمین ایران دارای طبیعتی بسیار زیبا و بکر است که دیدن آنها موجب شگفتی و حیرت میگردد. منطقۀ تالش در استان گیلان یکی از نمونههای این زیبایی است. جاده های روستایی از میان جنگل های انبوه گذر کرده و پس از یک باران شامگاهی تلالوی حیات بخش خورشید را از لابلای درختان به نمایش میگذارند و فضایی رویایی و خیال انگیز را جلوه گر می سازند.
سرزمین ایران پر از جاذبه های دیدنی است. زمانی که با چشمانی جستجوگر در این پهنه زیبا می نگرید درختان در فرم هایی بسار زیبا طنازی می کنند و نسیم روحبخش جنگل ودریا در یک روز زیبای بهاری به پیشباز نگاه مشتاق شما می آیند و آن روز من در ضیافت نسیم و طراوت بهاری میهمان این درختان زیبا بودم.
من که از آتش دل چون خم می در جوشم مهر بر لب زده ، خون می خورم و خاموشم (حافظ)
ٰ
ٰآسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانیست.
ور جز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ..(مهدی اخوان ثالث)
در روزگار ما، ذهن آدمی در میان انبوه سازهها، ایدئولوژیها و نظریههایی که از کهنترین روزگار تا امروز شکل گرفتهاند، پیوسته در رفتوآمد است؛ گاه با تأملی طولانی و گاه با نگاهی گذرا. ذهن جستجوگر بشر، بر پایهٔ تجربهها و آموختههایش، بیآنکه خود بداند، هر آنچه را پیش روی اوست...
در روزگار ما، ذهن آدمی در میان انبوه سازهها، ایدئولوژیها و نظریههایی که از کهنترین روزگار تا امروز شکل گرفتهاند، پیوسته در رفتوآمد است؛ گاه با تأملی طولانی و گاه با نگاهی گذرا. ذهن جستجوگر بشر، بر پایهٔ تجربهها و آموختههایش، بیآنکه خود بداند، هر آنچه را پیش روی اوست...
در آغازِ زبان، پیش از واژه و نوشتار، اسطوره بود که جهان را معنا میکرد. انسان نخستین، در مواجهه با رازهای آسمان و زمین، آفرینش را در قالب روایتهایی بازمیگفت؛ روایتهایی که نه صرفاً داستان و نه تنها باور بودند، بلکه تجربهای قدسی از هستی را در اختیار او میگذاشتند....
آیا تاریخ تنها در متنها و اسناد مکتوب خلاصه میشود، یا میتوان آن را در رنگها، خطوط و فرمهای هنری نیز بازجست؟ آیا میتوان از خلال هنر، به حافظه تاریخی بشر دست یافت؟ آیا تاریخ را میتوان از منظری هنری بازخوانی و بازسازی کرد؟...
« اگر به انسان نشان دهید چگونه است، او بهتر خواهد شد.» آنتوان چخوف از آغاز تاریخ، انسان بارها در برابر همنوع خود، حقیقت خویش را نادیده گرفته است. در حالیکه حدود صد هزار سال پیش، چندین گونهٔ انسانی بر زمین میزیستند، امروز تنها یک گونه باقی مانده است؛ انسانی...
مقاله را با بیتی از ابن یمین، فیلسوف، شاعر و بزرگترین قطعهسرای ایرانی آغاز میکنم:"هنر بباید و رادی و مردمی و خِرد- بزرگ زاده نه آنست کو دِرم دارد" این بیت، همچون منشوری است که از آن میتوان به حقیقت هنر در درازنای تاریخ و سرزمینهای مختلف نگاه کرد. ...
فرانسیس بیکن معتقد بود:اگر انسانی با یقین آغاز کند، به شک خواهد رسید؛ اما اگر با شک آغاز کند، به یقینخواهد رسید. هیچکس بهدرستی نمیداند تمدن، دانش، و حکمت از کدامین نقطهٔ این کرهٔ خاکی آغاز شدهاست. هرچند تمدنی که امروزه با یاری اروپائیان بر جهان چیره گشته، بیگمان ادامهٔ...
جنگ، هیولایی است برخاسته از تفکر انسان هایی زیاده خواه که ویرانگری و کشتار را در طول تاریخ بجا گذاشته است. شاید این حس جنگ طلبی از انقلاب کشاورزی آغاز شد. از زمانی که انسان خوشه چین، زمین را تصاحب کرد، اطراف آن را حصار کشید؛ هم نوع خود را...
شاید به جرأت بتوان گفت که سدهٔ ۲۱میلادی بیش از هر روزگار دیگری زمان اندیشیدن است. انسان خردمند در این زمانهٔ آشفته بدنبال سردرگمی ها و در جستجو برای یافتن پاسخی به نادانسته های خویش است....
شاید نخست بهتر باشد با جمله ای از وُلتر آغاز کنیم: « دوست دارم بدانم که انسان در خط سیر خود، از حالت توحش به مدنیت، چه گامهایی برداشته است." از /۲/۵ میلیون سال پیش تا کنون یعنی زمانی که انسان در آفریقا به تکامل رسید و ...