سرزمین ایران دارای طبیعتی بسیار زیبا و بکر است که دیدن آنها موجب شگفتی و حیرت میگردد. منطقۀ تالش در استان گیلان یکی از نمونههای این زیبایی است. بهار تالش دشتهایی پر از شقایق را همراه با ابرهایی رقصان در فضایی دلانگیز و رویایی در پیش چشم نمودار میسازد و نگاه جستجوگر عکاس با این همه زیبایی همراه میشود تا بیننده را با خود همراه سازد در این ضیافت طراوت و شادمانی.
مجموعه عکس مردان بارانی در زمستان ۱۳۷۵ در ساحل بندر انزلی با فیلم سیاه و سفید ایلفورد در یک روز سرد بارانی با نگاهی امپرسیونیستی عکاسی شده است.
سرزمین ایران دارای طبیعتی بسیار زیبا و بکر است که دیدن آنها موجب شگفتی و حیرت میگردد. منطقۀ تالش در استان گیلان یکی از نمونههای این زیبایی است. جاده های روستایی از میان جنگل های انبوه گذر کرده و پس از یک باران شامگاهی تلالوی حیات بخش خورشید را از لابلای درختان به نمایش میگذارند و فضایی رویایی و خیال انگیز را جلوه گر می سازند.
ٰ
ٰآسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.
باغ بی برگی،
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاکِ غمناکش.
سازِ او باران، سرودش باد.
جامه اش شولای عریانیست.
ور جز،اینش جامه ای باید .
بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .
گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .
باغبان و رهگذران نیست .
باغ نومیدان
چشم در راه بهاری نیست
گر زچشمش پرتو گرمی نمی تابد،
ور برویش برگ لبخندی نمی روید؛
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سربه گردونسای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .
باغ بی برگی
خنده اش خونیست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش میچمد در آن.
پادشاه فصلها ، پائیز ..(مهدی اخوان ثالث)
ابري نيست .
بادي نيست.
مي نشينم لب حوض:
گردش ماهي ها ، روشني ، من ، گل ، آب.
پاكي خوشه زيست.
(سهراب سپهری)
سرزمین ایران دارای طبیعتی بسیار زیبا و بکر است که دیدن آنها موجب شگفتی و حیرت میگردد. منطقۀ تالش در استان گیلان یکی از نمونههای این زیبایی است. تالش دارای جنگل هایی است که در فصل پاییز رنگهایی جادویی را به نمایش میگذارد. شاید برای همگان دیدن حضوری این بخش از طبیعت در زمانی که جنگل رنگ میگیرد و خودنمایی میکند ممکن نباشد اما داشتن تصویری از این طبیعت زیبا میتواندهمان حس عاشقانۀ پاییزی را به ما منتقل کند.
گاهی پیش از آنکه کاری انجام دهیم، آن را گفتهایم؛ یا پیش از آنکه چیزی را زندگی کنیم، نامش را بر زبان آوردهایم. میان گفتن و زیستن، فاصلهای است که اغلب نادیده گرفته میشود؛ فاصلهای نه از سر تعلل یا ناتوانی، بلکه از جنس درنگ. درنگی که در آن، واژهها...
در روزگار ما، ذهن آدمی در میان انبوه سازهها، ایدئولوژیها و نظریههایی که از کهنترین روزگار تا امروز شکل گرفتهاند، پیوسته در رفتوآمد است؛ گاه با تأملی طولانی و گاه با نگاهی گذرا. ذهن جستجوگر بشر، بر پایهٔ تجربهها و آموختههایش، بیآنکه خود بداند، هر آنچه را پیش روی اوست...
در روزگار ما، ذهن آدمی در میان انبوه سازهها، ایدئولوژیها و نظریههایی که از کهنترین روزگار تا امروز شکل گرفتهاند، پیوسته در رفتوآمد است؛ گاه با تأملی طولانی و گاه با نگاهی گذرا. ذهن جستجوگر بشر، بر پایهٔ تجربهها و آموختههایش، بیآنکه خود بداند، هر آنچه را پیش روی اوست...
در آغازِ زبان، پیش از واژه و نوشتار، اسطوره بود که جهان را معنا میکرد. انسان نخستین، در مواجهه با رازهای آسمان و زمین، آفرینش را در قالب روایتهایی بازمیگفت؛ روایتهایی که نه صرفاً داستان و نه تنها باور بودند، بلکه تجربهای قدسی از هستی را در اختیار او میگذاشتند....
آیا تاریخ تنها در متنها و اسناد مکتوب خلاصه میشود، یا میتوان آن را در رنگها، خطوط و فرمهای هنری نیز بازجست؟ آیا میتوان از خلال هنر، به حافظه تاریخی بشر دست یافت؟ آیا تاریخ را میتوان از منظری هنری بازخوانی و بازسازی کرد؟...
« اگر به انسان نشان دهید چگونه است، او بهتر خواهد شد.» آنتوان چخوف از آغاز تاریخ، انسان بارها در برابر همنوع خود، حقیقت خویش را نادیده گرفته است. در حالیکه حدود صد هزار سال پیش، چندین گونهٔ انسانی بر زمین میزیستند، امروز تنها یک گونه باقی مانده است؛ انسانی...
مقاله را با بیتی از ابن یمین، فیلسوف، شاعر و بزرگترین قطعهسرای ایرانی آغاز میکنم:"هنر بباید و رادی و مردمی و خِرد- بزرگ زاده نه آنست کو دِرم دارد" این بیت، همچون منشوری است که از آن میتوان به حقیقت هنر در درازنای تاریخ و سرزمینهای مختلف نگاه کرد. ...
فرانسیس بیکن معتقد بود:اگر انسانی با یقین آغاز کند، به شک خواهد رسید؛ اما اگر با شک آغاز کند، به یقینخواهد رسید. هیچکس بهدرستی نمیداند تمدن، دانش، و حکمت از کدامین نقطهٔ این کرهٔ خاکی آغاز شدهاست. هرچند تمدنی که امروزه با یاری اروپائیان بر جهان چیره گشته، بیگمان ادامهٔ...
جنگ، هیولایی است برخاسته از تفکر انسان هایی زیاده خواه که ویرانگری و کشتار را در طول تاریخ بجا گذاشته است. شاید این حس جنگ طلبی از انقلاب کشاورزی آغاز شد. از زمانی که انسان خوشه چین، زمین را تصاحب کرد، اطراف آن را حصار کشید؛ هم نوع خود را...
شاید به جرأت بتوان گفت که سدهٔ ۲۱میلادی بیش از هر روزگار دیگری زمان اندیشیدن است. انسان خردمند در این زمانهٔ آشفته بدنبال سردرگمی ها و در جستجو برای یافتن پاسخی به نادانسته های خویش است....